آیا بعد از 500 سال تسلط، تمدن غرب سقوط خواهد کرد؟ مستند تمدنسازی، ساخته نایل فرگوسن، مورخ، اقتصاددان و استراتژیست نوظهور غربی. وی در این مستند یک سوال اساسی را مطرح میکند: آیا غرب به تاریخ خواهد پیوست؟در این مستند 6 قسمتی وی میکوشد تا به 6 دلیل اساسی برتری غرب در 500 سال گذشته اشاره کرده و در نهایت نتیجه میگیرد که آیا جهان غرب به پایان خود نزدیک شده است یا خیر؟
پروفسور نایل فرگوسن یک جمهوریخواه تندرو و از نئومحافظهکاران است. در انتخابات دو دوره قبل در ایالات متحده مشاور جان مککین بود و در حال حاضر یکی از گزینههای اصلی جایگزینی هنری کسینجر در جناح جمهوریخواه و برنارد لوییس، استراتژیست فرهنگی غرب است.
کتاب "پایان تاریخ، سقوط غرب و آغاز عصر سوم" نوشته مسعود رضوی، به غروب غرب در هزاره سوم و همزمان به طلوع عصر جدید در این هزاره می پردازد. غروبی که ما را به آینده فرا می تابد تا طلوع مصلح بزرگ جهانی را فراسوی خویش داشته باشیم.
انحطاط غرب چنان عبارت زبانزدی گردیده که «دیگر لازم نیست داخل «گیومه» گذارده شود! چنآن چه فرمانروائی اروپا پایان یافته است، روسیه نیز از فرمانروائی قطب جهانی خارج شده است. لیکن سقوط کمونیسم به نوبة خود سرمایه داری «ایالات متحده» را نیز بدنبال خود به ورطة نیستی خواهد کشید. مرگی که در بطن مرگ کمونیسم فراهم خواهد آمد.
سقوط غرب در دو بعد کلی از ناحیة اندیشمندان بزرگ و در کتب کهن و مقدس پیش بینی شده است. در اندیشة هندو، در مکتب بوادائی، در آئین زرتشت و در مکاشفات یوحنای مسیحی، دورههای تاریخی و ظهور و سقوط تمدنها به دورههای هزار ساله تقسیم شده اند. واقعه «آرماگدون» یا «قرقیسیا» بنا به آن چه در باب شانزدهم مکاشفات یوحنای مسیحی در عهد جدید آمده است، و بنا بر پیشگوئی حرقیال (فصل 38 و 39) مستقیما با سقوط غرب در ارتباط است.
در آراء فلسفی متفکران غرب از جمله مارکس و سقوط سرمایه داری، «نیچه» تحت عنوان «نیست گرائی اورپائی» (نهیلیسم) و سپس در آراء علمی و تاریخی «اسوالد اشپنگلر» با عنوان «انحطاط غرب» (با بررسی فرهنگ و تمدن جهان غرب) بررسی سقوط غرب به انجام میرسد. هر چند میتوان از «نوستر آداموس» پیشگوی فرانسوی نیز در ارتباط با سقوط غرب نام برد. «رجی رینگر» نیز به طور سطحی به فروپاشی تمدن غرب پرداخته است. سعی بلیغ او این است که از چنین واقعهای عظیم، چیز سطحی و مضحکی ارائه دهد. در واقع او میکوشد تا موضوع «سقوط غرب» را لوث و پیش پا افتاده معرفی نماید. «ئی. ایچ. کار» نیز احساس نگرانی میکند و میگوید «من برای جامعة غرب در شکل و شمایل کنونیاش چیزی جز فساد و تباهی نمیبینم، که شاید، ولی نه به ضرورت، منجر به سقوطی هولناک گردد».