جهان تشیع

جهان تشیع

مقالات علمی، فرهنگی و تاریخی
جهان تشیع

جهان تشیع

مقالات علمی، فرهنگی و تاریخی

جامعه شناسی شناخت

جامعه شناسی شناخت

معرفی کتاب جامعه شناسی شناخت

نویسنده: مرتضی رضوی 

 

دانشِ دانش

ورود:

سخن از علم، آگاهی و «شناخت» است که در این جهان تنها انسان بدان نائل آمده. همه چیز به وسیله علم بررسی می‌شود اما در این مقال، علم به بررسی علم می‌پردازد و عنوان «دانشِ دانش» پیدا می‌کند. دانش در مقام ارزیابی و قیمت گذاری خود می‌آید…

بنابراین: از یک جانب این علم، خارج از هر گونه تردیدی ارجمندترین علم در میان علوم است، از جانب دیگر هنوز معلوم نیست ره‌آورد این علم به تحقیر علم منجر می‌شود یا به تفخیم آن. چیزی که وسیله و ابزار بررسی و وارسی همه چیز است اینک وسیله بررسی خود، می‌شود.

اگر از شعارها بگذریم سرگذشت مسأله نشان می‌دهد که نتیجه مستقیم جریان «دانشِ دانش» هنوز یک عامل بالا برنده ارزش علم نشده است. گرچه اصل درگیری بشر با این مسأله و دست و پنجه نرم کردن اندیشه با خود اندیشه عملاً عظمت این پدیده را به فراز بلندی می‌رساند.

علم و «شناخت» با همه اهمیت و والایی که دارد هم از نظر منشاء و خیزشگاه خود، گاهی دچار نقص می‌شود و هم در کاربرد و کارکردش به عارضه نقص و سترونی مبتلا می‌گردد. پی بردن و شناختن این دو موضوع اندیشه بشری را متوجه کاوش در آنها نموده است. پس هر دو مسأله یعنی خاستگاه و کاربرد باید رسیدگی شود و بدین ترتیب دو موضوع فلسفی و علمی پدیدار می‌گردد به نام:

1ـ راه و چگونگی حصول آگاهی

2ـ حدود ارزش آگاهی

که نتیجه و محصول کاوش و تحقیق در این دو مسأله در بستر امیدها، رسیدن به «شناخت شناخت» می‌باشد. بدیهی است که همه‌ی علوم (علم به معنای مطلق شامل فلسفه) بدون استثناء دچار این دو مسأله هستند لیکن طبع مسأله ایجاب می‌کند که تنها فلسفه و جامعه شناسی مسئولیت پرداختن به آن را بر عهده بگیرند و علوم دیگر کاری با این حوزه اندیشه، نداشته باشند. البته روان شناسی و روان کاوی نیز به مقتضای طبع خویش گاهی به د اخل مرزهای این حوزه وارد می‌شوند.

تاکنون آنچه در سرگذشت این مسأله عملاً مشاهده می‌شود همین است که گفته شد، لیکن این جزوه در صدد است با ار ائه یک سلسله مطالب، ریشه مسأله را در حوزه علم «انسان شناسی» جستجو کند و آن را از مسئولیت‌های اساسی این علم معرفی کند تا در مرحله‌ی بعدی که نوبت به «جامعه شناسی شناخت» می‌رسد از جامعه شناسی نیز مانند روان شناسی در انسان شناسی بهره بگیرد نه بر عکس. به عبارت دیگر: این جزوه می‌خواهد نتیجه بگیرد که نه تنها این مسأله به حوزه انسان شناسی مربوط است بل اصل آن از موضوعات انحصاری انسان شناسی است. در طی این راه جامعه شناسی و جامعه شناسی شناخت باید تابع و طفیلی انسان شناسی باشند نه بر عکس. اما به هر حال «جامعه شناسی شناخت» در عمل ضرورت خود را به عنوان یک علم نشان داده و ثابت کرده است و چنین هم هست.

ادامه مطلب ...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد