واژه خیانت در سینمای غرب که عینا وارد سینمای ایران شده است: و متاسفانه صدا و سیما در دوبله و تعمیم آن به مخاطبین ایرانی سخت دچار اشتباه شده است.
طبق آئیین اکثر مردم مسیحی هیچ مردی هم زمان بیش از یک زن نمی تواند داشته باشد، و ارتباط یک مرد همزمان با زنان دیگر خیانت محسوب میشود.
اما تعمیم این اعتبار از واژه خیانت به جوامعی که طبق ادیان و قوانین آن جامعه یک مرد می تواند همزمان چند همسر داشته باشد، خود خیانت نسبت به قوانین و عقاید عمومی آن جامعه است.
اما از سویی ارتباطات جنسی و ناهنجار خارج از عرف زنان تحت لوای مفهوم عشق های مثلثی و ضربدری در سینمای ایران ترویج و تشویق می شود، رفتاری که جامعه ایران با توجه به شرایط اجتماعی و دینی آن را بر نمی تابد.
اکنون گزیده گفتگوی کارگردان "حکایت عاشقی":
من به مضمون خیلی از فیلمها اعتراض دارم، اعتراض شاید کلمه مناسبی نباشد. اصلا قبول دارم که میگویند باید صداهای مختلفی در کشور شنیده شود. من مقایسه ای کرده ام بین فیلمهایی که الان ما ساخته ایم با فیلمهایی که در رژیم گذشته ساخته شده است. یک فیلمی آن زمان ساخته شده است به نام قیصر. مضمون فیلم این است که قیصر برمیگردد و میفهمد که به خواهرش تجاوز شده است و برادرش بخاطر دفاع از خواهر کشته شده است؛ خودش وارد عمل می شود. همه برای قیصر کف میزنند و جزو فیلمهایی بوده است که همه در موردش میگویند از ناموسش دفاع کرده و پایش را از قانون آنطرف تر گذاشته است. فیلمی بود که روی جوانان عصر خودش تأثیر گذاشت.اما الان میبینیم که در زمان ما فیلمی ساخته می شود که مردی میداند که زنش دارد به او خیانت میکنند، همسرش هم می داند و با هم در مورد این موضوع حرف میزنند و میگویند که بهرحال این معضل جامعه ماست و باید به طریق اولی و روشنفکری حل شود!
مثلا فیلم کوچ مردها را بینید که از رفاقتی که در آن وجود دارد حیرت زده میشوید اما در فیلمهای امروزی می بینیم که همه آدمها به هم خیانت می کنند. اگر هم واقعا معضل جامعه ماست مگر برای حل شدن این معضلات باید اینطور فیلم ساخت و اینطور اقدام کرد؟ الان ما فیلمهایی در مورد خیانت میسازیم و خیلی راحت و شیک مینشینیم و تماشایشان میکنیم و بعد در مورد آن حرف میزنیم و فروش هم میکند و سینماهای زیادی هم در اختیارشان است. من از یک نظر خوشحالم در مملکتی هستم که صداهای مختلف شنیده میشود، خوشحالم که هر آدمی می تواند حرف خودش را بزند. نشانه هر حکومت مقتدری این است که صداهای مختلف در آن شنیده شود. از این بابت خوشحالم. اما از این جهت که ما چقدر تغییر کرده ایم حیرت میکنم.
این تغییر جهت را از چه باب میگویید؟
آدمهایی که از ناموسشان دفاع میکنند، به معنای واقعی قیصرند. از این جهت قیصر را مثال می زنم چون اکثرا این فیلم را دیده اند که قیصر برای دفاع از ناموسش رفت و چاقو کشید و آدمها را کشت. الان از آن بدتر است. یعنی ما فیلمی را میبینیم که شوهری می بیند و می داند که زنش با شخص دیگری است و میداند که دارد به او خیانت می کند اما هیچ کاری نمی کند! فیلم هم تمام میشود! چه اتفاقی افتاده که الان آدمهای ما به این شکل تبدیل شده اند؟ علیه آن سیستم قبلی با آن وضعیت انقلاب شد، کار درستی هم شد. اما واقعا ما الان میخواهیم چه بگوییم؟ چه مشکلاتی را میخواهیم بیان کنیم؟ از همه مهمتر اینکه نسلی که هشت سال دفاع مقدس را در جبهه ها بود اتفاقا نسلی بود که رفت تا از ناموسش دفاع کند، نسلی بود که رفت تا از صلح و آرامش دفاع کند. چرا مشی آنان در سینما ارزشمند نیست؟!
بله. قیصرهایی بودند از نقاط مختلف ایران با تفکرات مختلف، از اقوام مختلف، با سطح سواد بالا و پایین ولی همه قیصر بودند. الان در این فیلمهایی که ساخته می شود در واقع قهرمانان جامعه ما را چه کسانی معرفی می کنند؟ آیا قهرمان ما آن شخصی است که در ماشین نشسته و شاهد خیانت همسرش است؟ آیا قهرمان ما این پرسوناژ سینمایی است؟ پز روشنفکری هم می گیرند.
در فیلم هایشان در مورد موضوع خیانت معتقدند که باید بنشینیم و بحث کنیم، یعنی چه که چاقو بکشیم؟ ما که الحمدالله در اطرافمان چنین زنانی نیستند و مادر و خواهرانمان سالم هستند ولی اگر مادر و خواهران برخی دوستان اینطوری هستند خب بگویید من دارم در مورد آنها فیلم میسازم. مسئله خودشان را به کل جامعه تعمیم ندهید.
من نمی دانم این معضل خیانت مربوط به کجای جامعه ایران است! حتی به من برمیخورد که یک روشنفکری در ایران بنشیند و بگوید زنش خیانت کرده، اصلا روشنفکر ما کیست؟ از کدام روشنفکر حرف میزنید؟ دوستان با این حل مسئله خیانت در فیلم هایشان به روشنفکری توهین میکنند. من که شخصا خجالت می کشم بگویم ادامه دهنده نسل سعدی و حافظ هستم. چه شده که در این سالهای اخیر این اتفاقات در سینما افتاده است؟ حرف هم که میزنیم میگویند معضلات جامعه است. من منکر این نیستم که معضلات جامعه باید نشان داده شود و مملکتی پیشرفت می کند که معضلات جامعه خود را هم نشان دهد. اگر این فیلمها به جشنواره های خارجی برود میگویند عجب در ایران چقدر زنان راحت خیانت میکنند و شوهرانشان چقدر آدمهای باحالی هستند! میایستند و نگاه میکنند!
نمیدانم، اتفاقا سؤال من همین است. حالا یک مورد از این مضمون ساخته شد، دو مورد، شش مورد، ده مورد. در همه ژانر سینمایی اعم از کمدی،تراژدی، ملودرام، عاشقانه و... تم خیانت نهفته یا آشکار است، هر ژانری را که میبینید یک خیانتی در آن وجود دارد. شما همین الان در آمریکا که این همه از فاسد بودن آن کشور حرف میزنیم، اگر چنین اتفاقی در یک خانواده رخ دهد به خدا مرد نمی گذارد همسرش سالم از خانه بیرون برود. امکان ندارد اسلحه نکشد! مگر میگذارند چنین اتفاقی بیفتد؟ کدام روشنفکربازی آمریکایی را دیده ایم که مردی بایستد و صحنه خیانت همسرش را ببیند؟