شخصیت های تاریخی بزرگ و کوچکی
که تاریخ گاهی بزرگشان داشته و گاهی حقیرشان ساخته، اما از همه بدتر وضع
وقایع دروغین و واژگونی از شخصیت هاست که اتفاقا قریب به اتفاق در مقام
وزارت و صدارت دربار ایران بودند برای نمونه امیرکبیر و قائم مقام فراهانی
از آن جمله است...!
امیر کبیر دقیقا و گام به گام از تولد تا مرگ با قائم مقام فراهانی یک راه می سپارند:
هردو
در فراهان متولد می شوند، هر دو در معیت شاه، شاه جوانی را به مسند شاهی
می نشانند، هر دو تا مقام قائم مقام شاه ارتقاء می یابند، هر دو دست بر
اصلاحات گسترده می زنند، و هر دو به دست شاه به قتل می رسند... این ویژگی
تطابق تاریخی دو شخصیت تاریخی براستی از نوادر تاریخ است!
![]() |
![]() |
متن فرمان امیر به شاه:
قربانت شوم
الساعه
که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم خبر رسید که
شاهزاده وثوقالدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم
به توصیه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را
تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت با
توصیه عمه و خاله نمیشود.
زیاده جسارت است. تقی
براستی
این جسارت بسیار فراتر از "زیاده جسارت است" به نظر می رسد شاه به پاس
ایام خوشی که با امیر از سر گذشت، از مرگ تحقیر آمیز او در انظار عموم
درگذشته است.